تبليغاتX
خط مرزی


خط مرزی

---------------------------------

آخرین پسته سال 1388

سال نو همگی مبارک . سال 88 سال گندی بود"البته یز یه جهت  بهترین سال.." ، امید وارم سال دیگه سال بهتری باشه.

1388/7/7 ، 1388/9/15 ، 1388/12/4  

اینجا این روز ها رو مینویسم که هیچ وقت فراموشش نکنم .

بگذریم ، این روزا خودم رو خفه کردم از بس پست زدم . ولی دیگه تا آخره فروردین این پست رو می بینید !

خداحافط خونـــه تا 27  اردیبهشت! خداحافط گلم ! دلم برات تنگ میشه ! حرفای درگوشیم رو توی وبلاگمون می نویسم. 

نمی خوام به هیچ کسی باز جوییم کنه ! سوال هاتون رو توی دلتون واسه خودتون  نگه دارین .....

بوسه های تو
گنجشککان پر گوی باغند

و تنت
رازی ست جاودانه
که در خلوتی عظیم
با منش در میان می گذارند

تن تو آهنگی ست
و تن من کلمه ئی ست که در آن می نشیند
تا نغمه ئی در وجود اید :
سرودی که تداوم را می تپد

در نگاهت همه مهربانی هاست :
قاصدی که زندگی را خبر می دهد
و در سکوتت همه صداها :
فریادی که بودن را تجربه می کند

احمد شاملو


پ ن : ســـــــــــــــــــــــــــــــــــال نو مبارک

پ ن: عشق است آهنگ دنیای وارونه سعید مدرس!

دنیای وارونه اینو خوب می دونه
منه دیوونه ، تو رو دوست دارم
اون همه بدی هات دوباره با صدات
گم می شه ، می ره زود از یادم


نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 15:57 توسط وحید| |

مهدی بهم زنگ زد گفت واسه چهار شنبه 12 شب بلیط گرفته .خیالم از بابتش راحت شد .از صبح از بس از چهار پایه رفتم بالا ، اومدم پایین و پرده و چوب پرده در آوردم ، شیشه پاک کردم از کتو کول افتادم ! این روزه آخری چه مصیبتی دارم. مادره گرام داره کمال استفاده رو میبره .

دلم براشون توی عید تنگ میشه . پنج عید قبلیم رو توی دریاکنار بابلسر بودم ، این دفعه احتمالا توی گشت جاده ای نوروزی. عیب نداره  ، به قول قدیمی ها ا : این نیـــــز بگذرد.

دیشب  داشتم کتاب های عمو شلبیم "شل سیلوراستاین" رو می خوندم . گلکم از بابت سلیقه قشنگت ممنونم .

~~~


(شعر حافظ روی دیوار مدرسه در لندن)


اگه نمی توانم همیشه مال تو باشم
اجازه بده گاهی زمانی از آن تو باشم

و اگه نمی توانم گاهی زمانی از آن تو باشم
بگذار هر وقت که تو میگویی ، کنار تو باشم

اگر نمی توانم دوست خوب و پاک تو باشم
اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم

اگر نمی توانم عشق راستین تو باشم
بگذار باعث سرگرمی تو باشم

اما مرا اینگونه ترک نکن
بگذار در زندگی تو ، دست کم چیزی باشم!

~~~

از وقتي که عاشق شدم
فرصت بيشتري پيدا کردم
فرصت بيشتري براي اينکه پرواز کنم و بعد زمين بخورم!
و اين عالي است!...
هر کس شانس پرواز کردن و به زمين خوردن را ندارد
تو اين شانس را به من بخشيدي

~~~

من دوستت دارم
خدا هركسي را كه مثل من خوب باشد، دوست دارد
اما هر كسي را كه مثل تو بد باشد، دوست ندارد
اما من تو را با همه بدي ات دوست دارم
چون دلم برايت مي سوزد، وقتي مي بينم هيچ كس دوستت ندارد

~~~

خدايا

براي سال نو
ازت شيريني مي خوام
با يه لباس قشنگ
يه عروسك گنده
و اگه ممكنه "يه ذره عشق"،
حتي اگه فقط،
يه ذره كوچولو مونده باشه!


پ ن: خدایا همه چیز رو رو به راه کن . الهی آمین .

پ ن:خدا جونم اینو یادم رفت بگم ، تا همین جاش هم ممنونم ، دستت درد نکنه .!

نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 14:44 توسط وحید| |



گفته بودى كه : " چرا محو تماشاى منى ؟
آنچنان مات ، كه يكدم مژه بر هم نزنى
مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنى !

پ ن : اندر فواید خدمت مقدس سربازی برای جوانان غیور ، رشید و ساسی مانکنی فشن این مرز بوم ، در مرز های شرقی و غربی کشور ، مطالعه انواع کتاب شعر ، عاشقانه "دانیل دوفو " و .... می باشد .

پ ن : دارم اتاقم رو تمیز می کنم ، کوله پشتیم رو دارم می بندم واسه پس فردا ، سررسید وقایع روزانه سربازیم رو که باز کردم ، دلم نیومد این پست رو نزنم . این هم از آثار خوندن کتاب های فریدون مشیری!

پ ن: امروز خیلی کار دارم ! گرفتن گروه خونی و عکس نظامی واسه کارت پایان خدمت !  خرید سوقاتی واسه برویچ! جمع جور کردن اتاقم و گرد گیری ! خدا جونم توی دلم واست دارم می خونم! ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 12:36 توسط وحید| |

وقتی میرم مرز بعضی اوقات دلم واسه  خیلی چیزا تنگ میشه! نمی گم توی سنگریم ، ولی خبری از تلویزون ، PC ، لب تاپ ، ماهواره ، اینترنت ، سیگار ویستون لایت ، .... نیست . تنها چیزایی که هست ، یک اسلحه کلاشینکف ، یه بیسم دستی ، یه تویوتا هایلوکس 2.7 سی سی مدل 2007  ، یه گوشی 1112 که توی هزارتا سوراخ قایمش میکنیم + یه عده نظامی که به جز عده معدودی ازشون جزو پست ترین موجوداتی هستن که تا الان دیدمشون.خلاصه این بود که دوست دارم هر روز پست بزنم چون برم دیگه ممکنه تا فروردین آماده باش جاده ها باشیم نتونم بیام توی شهر ، کافی نت پیدا کنم چرت و پرت بزنم،.
از نکات جالب توجه اینه که 4 ماه دیگه خدمت لعنتی تموم میشه . خیلی خوشحالم ، خیلی!!



امروز یه شعر از خیام رو میخوندم جالب بود ! یه روزی خیام میره عرق خوری کنه (روم به دیوار) ، باد تندی میآد و کاسه و کوزه و بساطش رو میریزه به هم ، خیام بنده خدا شروع میکنه به خدا غر غر کردن  که:
 ابريق  می   مرا  شکستی    ربی !
 بر  من  در  عيش  را  ببستی  ربی !
 من می خورم و تو می کنی بد مستی ؟
خاکم  به  دهن  مگر  تو  مستی  ربی ؟

خلاصه خوب که داد و قال میکنه ، خدا میزنه حالشو یه جوری میگیره! (حالا چه جوری خدا می دونه ! شاید دوست دختری که چند مدتی کات شده بش اس ام اس میده به امر الهی ) ، بنده خدا خیام سیاه رو شده  که توی پرش خورده بوده باز به درگا خدا میگه !!

 ناکرده گنه در  اين  جهان  کيست  بگو ؟ 
وانکس  که   گنه  نکرد  چون زيست   بگو ؟
من   بد  کنم  و  تو  بد  مکافات  کنی  ...
 پس   فرق ميان من و تو  چيست  بگو ؟  

خلاصه  اون خیــــــام بود ، من چی خدا نزنی مگسمون کنی!؟؟


یه شعر جالب دیگه هم بود واسه دله خودم مینویسم .

گویند بهشت و حور عین خواهد بود
آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عـــــاقبت کار چنین خواهد بود

پ ن : پس فردا بر میگردم مرز.

نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 15:25 توسط وحید| |



پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسید
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت
روی دیوار و درختان دیدم
باز هم خندیدم
گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه
پنج وارونه به مینو میداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم
بعدها وقتی غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان می فهمی
- پنج وارونه چه معنا دارد

نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 20:39 توسط وحید| |

آدم‌های مختلف روش‌های مختلفی برای لایی کشیدن دارند. ولی به هر حال یکسری اصول وجود دارد:

-لایی ایده‌آل باید در سرعت بالا و وقتی که ماشین شتاب گرفته یا در حال شتاب گرفتن است انجام شود
-باید مسیر لایی را از فاصله‌ی دور برنامه‌ریزی کرده باشید. مثلاً اگر پنج‌تا ماشین را می‌خواهید یک‌نفس درو کنید، باید از فاصله‌ی دور مسیر را برنامه‌ریزی کرده و ابتدا و انتهای عملیات مشخص باشد
-دقت کنید که لایی یک حرکت پارتیزانی است و به منظور پیش‌روی انجام می‌شود. آن را با رقص بندری که به منظور دلبری انجام می‌شود اشتباه نگیرید
- شما باید به نحوی لایی بکشید که بعد از اتمام یک راند، از همه‌ی آن ماشین‌ها جلوتر باشید، نه اینکه مثل بز، پشت یک نیسان زامیاد یا خانوم دکتر گیر کنید و همه‌ی ان ماشین‌ها خیلی خونسرد دوباره از شما جلو بزنند
-هنگام لایی کشیدن پشت ماشین شما نباید هی به چپ و راست کچ و کوله شود. یعنی باید متین و فارغ‌البال جلوه کنید. فرمان را یه‌هویی نچرخانید و معکوس نکشید
-هرگز وقتی که پنج‌تا پسر نره‌غول توی ماشین شما نشسته‌اند و با صدای بلند در حال گوش دادن به آهنگ‌های مجاز زیرزمینی هستند و به بدن‌های خود حالت‌های ناز و باحال می‌دهند، اقدام نکنید
-اگر همزمان با شما و در همان حوزه‌ی استحفاظی، یک مسافرکش با پیکان جوانان گوجه‌ای ۵۲، که سی‌دی هم آویزان کرده به آینه، و صندلی‌اش را آنقدر برده پایین که فقط دماغ به بالایش پیداست، دارد لایی می‌کشد، بزرگان توصیه می‌کنند که قضیه را بالکل فراموش کنید و به کار دیگری بجز لایی کشیدن بپردازید
-بهتر است فرمان را دودستی بگیرید. ولی نیمه‌ی پایین فرمان را بگیرید، جوری‌که دست‌های شما از بیرون معلوم نباشد. ترجیحاً شیشه‌ها بالا باشند تا فحش‌های احتمالی را وقتی به چراغ قرمز می‌رسید، نشنوید
-اگر کسی از بیرون شما را نگاه کند، حرکت ماشین باید اسموت و یکنواخت باشد. از ترمزهای ناگهانی خودداری کنید و همیشه مقداری گاز برای روز مبادا نگه دارید
-وارد صندوق عقب ماشین جلویی نشوید. یعنی آنقدر نزدیک نشوید که چانه‌ی شما پس گردن راننده‌ی جلویی قرار بگیرد. بیشتر از دوبار -با فاصله- نوربالا نزنید و سریعاً راننده‌هایی را که بطور مادرزادی به کسی راه نمی‌دهند شناسایی کنید
-لایی کشیدن شما باید در شرایط ایمن انجام شود. نباید راننده‌های دیگر را مجبور به ترمز یا مانوور کنید. نباید خودتان را زورچپان کنید. باید سریع باشید و قبل از اینکه طرف احساس کند جلویش پیچیده‌اید، از آنجا رفته باشید
-بهتر است مسیر لایی محدود شود به دو لاین مجاور، حتی اگر در یک بزرگراه هفت باندی باشید. تحت هیچ شرایطی از شانه‌ی آسفالته‌ی کنار جاده استفاده نکنید، چون تقلب محسوب می‌شود و نشانه‌ی ضعف تکنیکی است
-در هنگام عبور از کنار ماشین قربانی، کله‌تان را به سمت او برنگردانید و لبخند اسکندروار نزنید. شما برای دل خودتان لایی می‌کشید، نه برای زید بازی و پوززنی
-بعد از لایی یا سبقت هرگز متناوباً راهنمای چپ و راست نزنید که بگویید من بُردم. باید وارسته و بیخیال باشید
-پشتی صندلی خود را به زاویه‌ی حدود ۱۱۰ درجه در آورید و اصلاً به جلو خم نشوید، تا مثل معلم تاریخ‌های راهنمایی یا نسل‌سومی‌های تازه‌کار جلوه نکنید. هرگز با کتشلوار سورمه‌ای یا تی‌شرت داریوش ۲۰۰۰ لایی نکشید
-لایی را مثل فیلم‌های هنری باید با پایانی باز به انتها رساند. یعنی قبل از آنکه حرکت شما تبدیل به یک دست و پا زدن مذبوحانه شود، دوباره به جمع راننده‌های نرمال بپیوندید


نوشته شده در جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 15:33 توسط وحید| |


لبات تپل و داغن   * امشب برام فوق العاده ان
به من این قول رو دادن  * که بعد از اون ها بیاد شرت و دامن
عزیزم این شب آخره  * لب آخره می خوام از اون تن لاغرت
ادا و کاراکترت که من بی تو  *  مثل یه گلوله ام بی کلت
پاشو لیوانت رو بگیر دستت و بگو چین چین  *  دوتایی با هم یک کم گیج شیم
بیافتیم بغل هم  *  مثل اون شب دفعه اول هم  *  انگشتهام بدن هر ورت لم
گرم صاف بدنت نرم, این شبها نریخته مثل شن و ماسه  *  کاش این ساعتها یکهو وایسه
دوست دارم دوست داری دوست داری من رو  *  می خوام نگه داریم با لوس بازی هم رو (با لوس بازی هم رو)
باید بالش واشه  *  فقط هرجا هستی این رو یاد باشه
زمین صافه عزیزم  *  گرد و کوچیک مثل نافت عزیزم
پس نگو دیگه خداحافظ عزیزم  *  سیجل,تو, واسه همیشه ست
می دونم زمین صافه
می دونم زمین صافه
می دونم زمین صافه
می دونم زمین صافه
می دونم باید برم  *  می رسیم آخر به هم من و تو
عزیزم بگذار برم  *  می رسیم یه جا به هم می خوابیم کنار هم من و تو
عزیزم بگذار برم  *  می رسیم یه جا به هم می خوابیم کنار هم من و تو
هرجا برم با هرکی برم توی فکرم مال توام
می دونم زمین صافه(زمین صافه عزیزم)
می دونم زمین صافه (صاف تر از من با تو)
می دونم زمین صافه(زمین صافه عزیزم)
می دونم زمین صافه (صاف تر از من با تو)
همین جا بیا گم بشیم کنارم تا صبح بشین
از اینجا با من با هم با موج بریم
همین جا بیا گم بشیم کنارم تا صبح بشین
از اینجا با من با هم با موج بریم
دادم بهت من جای سرمای قلبم رو  *  دستات ندارن دیگه گرمای قبلا رو
ولی من آخه هرکاری کردم تو  *  باور نکنی حرفهای بقیه رو
خوشحالترین دختر دنیا شی  *  بیای توی دنیام گم بشی
هرجا باشم توام باشی  *  انقدر همه چیت خوبه جوری که انگاری اصلا مونتاژی
چون تا این لحظه ندیدم هیچکی مثل تو  *  مزه نمی ده بهم هیچی مثل تو
بیا برم دم ساحل توی غروب راه  *  بعدشم باید ببرمت فرودگاه
برنامه ی خداحافظی با دوتا بوسه  *  میری و تو فکرم فقط این 9 تا روزه
ولی حیف پا نمی شم دیگه صبح با بوست  *  الان دوری ازم و بینمون اقیانوسه
پز بهت دادم پز به من دادی  *  حالا خوشگل با هم لخت و تنهاییم
می گی مشکل با من پشت سر داری  *  دنیا دنبالمون و ما دزد دریایی
ولی “دپ” نیستیم ما عین “جانی”  *  چونکه هیچ جای دنیا عین ما نی
و بین ما اینها همه وکیل و دکترن  *  نمی دونن چیه توی جزیره گم شدن
صبح لخت من و تو کنار ساحل  *  شب شیک برای اپرای “واگنر”
بپریم بالا  *  توی این سن بهترین جاها عشق کردیم ماها
ته دریا پری دریایی  *  دم ابرا رفتیم هرجایی
رو قالیچمون دوست ابراییم  * گرم و نرم مثل پوست ببرهاییم
چرا رفتم؟ چرا رفتم من
چرا رفتم؟ چرا رفتم من
اگه بگی نه نمی گم میمیرم
عکسهاتو می شینم یکی یکی می بینم
اگه بگی نه نمی گم میمیرم
عکسهاتو می شینم یکی یکی می بینم
تنها نباشیم با هم باشیم
برات یکی خریدم  *  فکر کردی ددی تم
نه اونها شکل بقیه ان  *  روزها قدیمی تر
ولی من برات یکی جدیدم  * از این به بعد هم می خوام دیگه جدی نگیرم
ولی مشکل حل نمی شه یکی دو تا نیست  *  وقتی خوشگل مثل تو فقط یکی دو تا نیست
##########  *  حالا باید ببرم این هفته شقی رو پاریس
نگرانی می گی داستانمون لو میره یکهو  *  وقتی ملو افتادیم جلو شومینه ولو
کاش وقت وایسه همیشه بغل من باشی  *  قابمون کنن مثل اثر نقاشی
جریان امروز خبر فرداییم  *  شب تنها با یه بست علف کمیابیم
لم دادیم تا صبح تو بغل هم باشیم  *  وسط دریا دوتا صدف دریایی
موجها رد می شن از رو ماها  *  خوابیدیم و نگاه ها به ابرها بالا
نه, نمیریم از رو ماها  * صورت رو کج می کنی میدی ابرو بالا
کاشکی همیشه بمونی تو دنیای من  *  که رو ساحلش دنبالتم می دویدیم دنبال هم
شن رو وردار و رو هوا یه مشت بریز  *  ما رو ساحل بقیه پشت میز, بقیه پشت میز( با یه خودنویس)
می دونم زمین صافه
می دونم زمین صافه
می دونم زمین صافه
می دونم زمین صافه
همین جا بیا گم بشیم کنارم تا صبح بشین
از اینجا با من با هم با موج بریم
همین جا بیا گم بشیم کنارم تا صبح بشین
از اینجا با من با هم با موج بریم

گرفتن آهنگ

پ ن: پریروز دفت کردی روی پامون دیگه نبودیم ، داشتیم روی ایرا با هم راه می رفتیم . خدایا نگیر ازم  ! الهی آمین .
نوشته شده در جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 14:5 توسط وحید| |

زندگیم زیباست ، خدایا ازم نگیرش ! امیدم به خودته .



رسم دنیا...

چه روزائی خوش بود دلی که شد هوادارش
روبدی هاش چشاش و بست اخرشم شد گرفتارش
چه دورانی سر شد همه خواب و همه رویا
دیگه اون قلب خوش باور شده بیزار ازین دنیا
سر سازش نداره دلش از جنس دیواره
اینم از بخت بده روزگاره
چه شوم این دنیا که خوشیش با اینو اونه
واسه ما سر سروزن نمیذاره
تک و تنها سر کن اخه دنیا بلا داره
اونی دکه دوره از این جمع نه اسیره نه اواره
این از رسم امروز عاشقی قیمتش چنده
اگه عشقت بهت خندید یه روزم به تو میخنده

پ ن : ریتم این آهنگ دیووووونم کرده ! یاده آهنگ های آصف افتادم . آره  دنــــــــیا بلا داره !

پ ن : می تونید گوشش کنید توی رادیو بلاگم .

نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 20:44 توسط وحید| |

مالک ریگی رو هم کردن توی کیسه ! ولی جواب خون سرباز های مظلوم پاسگاه سراوان رو کی میده! ؟

به یاد تمام سرباز هایی که مظلوم رفتن و مظلوم می رن.


عوامل ریگی در حال سربریدن سرباز های پاسگاه سراوان

نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 15:59 توسط وحید| |

دیشب داشتم Icc  رو نگاه میکردم ،خیلی خوشحال شدم ، فیلم رضا موتوری ، صدای فرهـــــــــــاد ! با اینکه سرما خوردم ، و خسته بودم تا صبح پاش بودم.


با صدای بی‌صدا،
مث يه کوه، بلند،
مث يه خواب، کوتاه،
یه مرد بود، یه مرد!

با دستای فقیر،
با چشمای محروم،
با پاهای خسته،
یه مرد بود، یه مرد!

شب، با تابوت سياه
نشس توی چشماش،
خاموش شد ستاره،
افتاد روی خاک.

سايه‌ش هم نمی‌موند
هرگز پشت سرش،
غم‌گين بود و خسته،
تنهای تنها!

با لب‌های تشنه
به عکس یه چشمه
نرسيد تا ببينه
قطره... قطره... قطره‌ی آب... قطره‌ی آب!

در شب بی‌تپش،
اين طرف، اون طرف
می‌افتاد تا بشنفه
صدا... صدا... صدای پا... صدای پا!

دانلود آهنگ

پ ن : سعیده به خدا دارم راست می گم! باور کن!

نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 11:11 توسط وحید| |


یك شب كه من و همسرم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی كه احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام كه بغلم كنی." چی؟ یعنی چه؟ و اون جوابی رو كه هر مردی رو به در و دیوار می‌كوبونه بهم داد: تو اصلاً به احساسات من به عنوان یك زن توجه نداری و فقط به فكر رابطه‌ی فیزیكی ما هستی! و بعد در پاسخ به چشم‌های من كه از حدقه داشت در می‌اومد اضافه كرد: تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی كه توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟ خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم با افسردگی خوابیدم. فردای اون شب ترجیح دادم كه مرخصی بگیرم و یك كمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتیم بیرون و توی یك رستوران شیك ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یك بوتیك بزرگ و مشغول خرید شدیم. چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان كرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینكه ست تكمیل بشه توی قسمت كفش‌ها برای هر دست لباس یك جفت هم كفش انتخاب كردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یك جفت گوشواره‌ای الماس. حضورتون عرض كنم كه از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد. حتی فكر كنم سعی كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش یك مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینكه حتی یك بار هم راكت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور كنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم." در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فكر كنم همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب كنیم." در همین لحظه بود كه گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم." با چشمای بیرون زده و فك افتاده گفت:"چی؟" عزیزم من می‌خوام كه تو فقط كمی این چیزا رو بغل كنی. تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یك مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین كه من برات چیزی بخرم برات مهمه." و موقعی كه توی چشماش می‌خوندم كه همین الاناست كه بیاد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نمی‌تونی من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشی نه بخاطر چیزایی كه برات می‌خرم؟" خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نمی‌افته فقط دلم خنك شده كه فهمیده "هرچی عوض داره گله نداره."

منبع: وبلاگ زن و شوهر

نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 10:31 توسط وحید| |

الو سلام.

-سلام جانم بفرمایید.
-مرکز همسر یابیه؟
-بله عزیزم.
-من یه زن میخواستم.
-چشم فدات شم. دادم الان با پیک بیاد در خونه! مرتیکه مگه زنگ زدی پیتزا فروشی؟
- خوب چی باید بگم؟
- بابا یه کم مقدمه چینی کن بعد برو سر حرف اصلی.
- آهان .عرضم به حضور شما که از آنجایی که در دین مبین اسلام تاکید خاصی بر اهمیت ازدواج و نکاح گردیده و بنده هم جوانی مایل به تشکیل خانواده میباشم لذا برآن شدم که با مساعدت شما قدم به وادی تاهل بگذارم. خوبه؟
- حالا شد یه چیزی. حالا پسرم شما چند سالته؟
- 37 سال !
- زکی.همچین گفت جوون فکر کردیم 20 سالشه.عمرت از مال خر هم درازتر شده تازه یاد زن گرفتن افتادی؟
- خب دیگه.امکانات ما الان جور شده.
- میترسم اون یکی امکاناتت دیگه بدرد نخوره!
- فعلا که داره کار میکنه.حالا من باید چیکار کنم؟
- هیچی عزیزم. ما برات یه همسر خوب جور میکنیم.
- حالا اونجا چه جور همسرایی دارین؟
- بگو چجور نداریم؟ عرض کنم که یه مورد داریم تووپ! یه دختر ناز 20 ساله هلو! دور کمر 40.دور سینه 85 !!!! ببینیش آب از دهنت راه میفته! واسه شما میکنه به عبارتی 4000 سکه مهریه و یه پنت هاوس طرفای الهیه. ماشینم کمتر از مرسدس و ب.ام.و قبول نیست.
- آقا مگه داری با پسر بیل گیتس حرف میزنی؟ این دری وریا چیه؟
- خب داداش چرا جوش میاری؟ یه مورد دارم خوراک ! یه خانوم 25 ساله. لیسانس نانوشیمی صنعتی و اولترا سونیک مدار بسته! قد و هیکل و قیافه هم که ماشا ا...ایشون چون فرهنگی و تحصیل کرده هستن 3800 تا سکه و یه خونه تو جردن خرجشونه! ماشین هم در حد آزرا و کمری قبوله!
- داداش مگه سر گردنه است؟
- خب عزیزم گرفتن این مدرکا و ساختن اون هیکلا خرج داره دیگه. تازه بقول کنفسیوس اون بدنو نساخته که مفت بده دست هر عمله ای!
- آره خوب. حالا بیا پایینتر ببینیم چی میشه.
- باشه.یکم صبر کن.... آهان این دیگه اکازیونه. یه خانوم 33 ساله.کارمند بانکه و از هر انگشتش فکر کنم چند تایی هنر بریزه! اونو میتونم با 2800 تا سکه و یه آپارتمان حوالی ستارخان واست قولنامه کنم. یه پرایدی. پژویی هم باشه چه بهتر.
- راستش من ماشین یه کم برام سخته....
- خب بابا فهمیدم. یه خانومی هست 38 سالشه. قیافش بدک نیست. فقط یه 40 کیلویی اضافه وزن داره. عوضش اعتقاد راسخ داره که مادیات در زندگی مهم نیست و عشق مهمه ! 1400 تا سکه و یه خونه حوالی میدون خراسون هم واسش کافیه! با تاکسی هم حال میکنه حسابی!
- راستش اگه یکم دیگه بیای پایین ممنون میشم....
- لا ا....  صبر من این زیرو ببینم. آهان. این دیگه راسته کار خودته. یه خانوم نجیب و اصیل و بساز .45 سالشه .البته نباید اونقدر ظاهر بین باشی که از قیافش بترسی! چیزای مهمتری هم تو زندگی هست. یه آلونکی حوالی پاکدشت و یه لقمه نون براش ایده آله. تازه چون میخواد وزن کم کنه اهل ماشین نیست. از اینجا تا چابهار هم پیاده ببریش صداش در نمیاد! اگه اینم رد کنی یا باید بری یه کارتن شامپو داروگر بگیری واسه بقیه عمرت یا بیای ننه بزرگ منو عقد کنی!
- خیله خب. گویا چاره ای نیست. ببینم من کی بیام برای صحبت با ایشون؟
- صحبت واسه چی؟
- واسه تفاهم و این حرفا دیگه.
- بخواب بابا ...مرد حسابی گویا تو باغ نیستیا. این حرفا واسه تو فیلماست.
- راست میگیا. خب پس من فردا با شناسنامه میام واسه عقد! 


پ ن: منبع وبلاگ زن و شوهر

نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 10:22 توسط وحید| |


پ ن : محل گشت هام و ماموریت هام رو علامت زدم .

نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت 21:18 توسط وحید| |

بعد از 74 روز ، وقتی توی میدون امام پیاده شدم ، وقتی یه نفس عمیق کشیدم ، تازه فهمیدم که دلم برای دود و دمت تنگ شده بود. اراکـــــــــــــــــ!!

بسه ، خستم ، اگه می بینی چشامو بستم
اگه دارم تو رو می پرستم ، می خوام ببینی پای تو هستم
بسه ، خستم ، اگه می بینی چشامو بستم
اگه دارم تو رو می پرستم ، می خوام ببینی پای تو هستم


پ ن : امروز خیلی روز خوبی بود ... می دونی که چرا؟!

پ ن : خط چشمت قلبم رو از وسط نصف کرده!! .... :)))


نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت 1:16 توسط وحید| |

سلام

فردا دارم میام گلم. ففط می تونم بگم امشب دیر صبح میشه ،هرچند تا صبح گشت دارم .

سايه شو رو سر اين هميشه عاشق
بي تو خاليه تمام اين دقايق
من به جز خاطره هام چيزي ندارم
بي تو هر لحظه هميشه بي قرارم
بي تو اين گلايه ها چه بي شماره
شب و روز براي من فرقي نداره
زندگي رو با تو عشق تو مي خوام
تو نباشي بي تو من هميشه تنهام
تمام قصه هامو از تو دارم
بهترين خاطره هامو از تو دارم
تو اين شباي خالي از ستاره
آخرين ترانه هامو از تو دارم

آهنگ - راست کلیک Save As target

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 19:12 توسط وحید| |

سلام

امروز پانزدهم بهمن ! چه زود داره میره .

خانومی ،۲ هفته دیگه میآم پیشت ، دلم واست خیلی تنگ شده ، مهربونم من که هر روز صدای گرمت رو بار ها میشنوم ، ولی بازم دلم برات پر میزنه . به امید روزی خیلی زود که جدایی تموم بشه .

الان که اومدم کافی نت ريال صاحب مغازه گفت زود زود زود داریم تعطیل میکنم ، این روزا همه عجله دارن !! همــــــه ! آخرش که چی ، سر جای اولشونن.

خط ایرانسل سابقم رو اول اسفند روشن میکنم ، هرکی حرفی داره بزنه ، چون نمی خوام توی زندگی آیندم حرفی بمونه واسه شنیدن .

عشقم روست دارم .

 

پ ن : دمه رادیو صباح عراق گرم که اگه نبود من دق میکردم   باند اف ام ردیف ۹۰.۴

پ ن : هیچ وقت توی این چهرا سال توی بلاگم از کسی که توی زندگیم بوده مستقیم چیزی ننوشتم ولی الان میخوام بگم ، خدایا ممنونم که زیبا ترین گل مریم رو بهم هدیه دادی.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 18:46 توسط وحید| |

با جهنم آغاز شد ولی گویی بهاریست در زمستان!

اینجا خط مرزیست.

پ ن : اومدم ثبت نام ارشد فراگیر

پ ن : دانلود عکس های بزرگ بالا

پ ن : دوست دارم وحید .

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 17:37 توسط وحید| |

سلام

بعد از یه مدت طولانی اومدم ، واقعیتش چیزی واسه گفتن نبود ، الان حس می کنم حرفایی هست  واسه زدن ، اول اینکه 7 دی ماه هم گذشت و فقط می تونم بگم یادش به خیر!!

چند روز پیشا رفته بودیم مرز واسه گشت زنی ، هرچی تابستون اینجا غر غر کردم که هوا بده الان دارم از زمستون و پاییزش لذت می برم ، هوای معتدل ، ابری  بارون های گرم و ....، آره میگفتم رفته بودیم لبه لبه مرز ، یه مرغ یخی داشتیم با پیاز کوهی یه جوجه کباب درست کردیم و خوردیم ، جای همه خالی جای خانوم خانوما هم خالی ، البته آنلاین گزارش دادم به ایشون .عکس هم گرفتیم ، تقریبا از 300 متر به پشت تصویر خاک عراقه ، چه عزیز هایی که توی منطقه ازگل سرپل ذهاب شهید نشدن!

 

اما از نکات دیگه این مدت ، گوشیم لو رفت !!! مجبور شدم خطم رو عوض کنم .! ولی گوشیم نجات یافت! اول اسفند بیام اراک واسه کنکور ارشد خط قبلی رو روشن میکنم . دلم واست تنگ شده ! کوچولوی من ! تقریبا 50 روز دیگه میام پیشت ، او موقع فقط ۴ماه دیگه مونده !

راستی هنوز جواب سوالم رو ندادی ُ پرنده ها که آرایش نمیکنن ُ چرا توی قفسشون آینه میزارن؟

دوست دارم

وحید

 

نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 15:49 توسط وحید| |

خرس گومبولی

(خرس گومبولی روی میزه مـــن )


خداحافظی سختی بود، دوباره دو ماه و اندی دوری! هرچند هر روز صداتو میشنوم ولــی! سرت که روی شونه هام بود دلم آشوب بود، نمی تونسم قطره های اشکت و ببینم ، نمی تونستم ببینم غصه داری ، اونم به خاطره من، گلم دوریمون به زودی تموم میشه . گونه هام که روی پیشونیت بود آرومت کرد ، خوشحالم که با یه بوسه از پیشونیت آروم شدی . دوست دارم دیوونه ، خوشحالم که می دونم به کسی که بهم تکیه داده ، هر لحظه نیازش چیه ، خیلی سخت بود تا اینا رو یاد بگیرم .

خوشحالم که چیزایی داری که سالها بود دنبالش بودم ، خوشحالم دورو برم مثله پروانه داری میچرخی و توجه داری به همه احساسام ، خوشحالم که اخلاقم که همیشه بهم گفته بودن مزخرفه دوست داری ،وقتی اون  نمی تونست تحمل کنه ،ولی واسه تو قشنگه ، دوست داری که همینی که هستم بمونم واست . خوشحالم که توی این مدت بهم ثابت کردی که حرف و عملت یکیه ، خوشحالم که فیلم بازی نمی کنی ، خوشحــــــالم که وجودم رو بهت دادم ، خوشحالم که پیشمی .

هنوز هم لباسم بوی عطرت رو داره ، هنوز هم گرمی دستات روی گونه های سردم و حس میکنم  . هنوز هم حس میکنم توی بغلمی و سرت روی سینه ام . خوشحالم که لب هام روی پیشونیت نشست و اشک گوشه چشمات رو پاک کردم .خوشحالـــــم که هرچی که هستم رو دوست داری و نمی خوایی عوضم کنی .

خوشحالم که گمشدم رو پیدا کردم . به امید اول اسفند که دوباره برمیگردم پیشت . خرس گومبولی که دادی بهم و جاش خوبه ، مثله خودت خوشگل . نگاش کن عکسش رو گذاشتم .خرس چاقالویی هم که پیشته می دونم جاش خوبه (خوش به حالش).

دوسش دارم .

پ ن : من دیگه مجرد نیستم . امروز آخرین مرحله امتحان بود و قبول شد! تعلق فکری هم به کسی ندارم ، خوشحالم که آدم شدم ، متاسفم که دیر بود و خیلی ارزش هام از دست دادم ولی الان چیز هایی دارم که با دنیا عوض نمی کنم . 

پ ن : تمام گذشته و آثارشو ، لباس ها ، سیم کارت ، یادگاری ها و .... امروز رفتن توی سطل زباله . متاسفم ، ولی دیگه جایی پیشم نداشتن.

پ ن : خوشحالم و قابل تحمل میشه ، وقتی توی جاده های مرزی گشت زنی می کنم. چون می دونم دارم از چیزی که دوست دارم حراست می کنم ، آره از تو ! اول تو ، بعد ایران . دارم معنی ناموس پرستی رو آروم آروم حس میکنم .

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 0:43 توسط وحید| |

With SMS

من : من اینجام پشت پنجره

تو:لعنتی برو ، داغونم کردی

من: دارم تیکه تیکه هاشو جمع می کنم ، بیا ببین .

 

~~~~~

آروم آروم
دارم از یادت میرم
عشق من کاری کن
دارم از دست میرم
من هنوز حاضرم
واسه تو بمیرم
اخه به عشقت اسیرم

کاش میشد یه دفعه
فقط یه دفعه
بگی دوستم داری
ازت چی کم میشه
سر تو رو شونم
حس کنم
یه دفعه

کاش میشد یه دفعه
فقط یه دفعه
بگی دوستم داری
ازت چی کم میشه
سر تو رو شونم
حس کنم
یه دفعه

دانلود این آهنگ

پ ن :چه عبور سنگینی دارد نعش کش زمان در شب !
پ ن :گلم فردا می بینیم همو ! روز آخره ، قول میدم زود بیام ، وقتی نیستم ، آهنگ هایی که با هم گوش میدیم رو گوش بده ، هلکوپتری یادت نره!! ساسی ، سعید آسایش ، بعضی وفت ها داریوش! :))

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 2:55 توسط وحید| |


Design By : Night Skin