خط مرزی
---------------------------------
دیروز توی ماشین اینو گذاشتم تا ته زیاد کردم! شروع کردم لایی کشیدن! یکی ، 2 تا ، 3تا ، 4 تا ، ماشین تهش داشت در میرفت! 5 تا ، رسیدم دروازه تهران! دستم رو کشیدم لابلای موهام! شل کردم ، یادش بخبر ، یه آینه جولوی آبشار با هم زده بودیم قبلا ! ییهوو یه صدایی اومد: آقا ، ماشالا!! ایول ! دستت خیلی تیزه ! یادم اومد ، حواسم نیبود دارم کارگر های پرده دوز خونمون رو می رسونم ! پشت سرم، گریه نکن؛ مسافرم مسافرم پ ن : امروز هم مثله دیروز ، میریم بیرون !! شام بیرونم ! نمی دونم کجا ببرمش! کاش زود تر آدم می شدم ! چه فایده!؟ دیگه دیره!

اشکاتو هی، هدر نده؛ باید برم باید برم
جلوی راهمو نگیر، نزار منم گریه کنم
صلاحمون، اینه عزیز؛ باید برم سفر کنم
طاقت اشکاتو ندارم
تو رو خدا، نزار ببارم
خدا نخواست، قسمت اینه
که من تو رو تنها بزارم
تو رو خدا گریه نکن
اینقدر نگو نرو نرو
بغضم داره میترکه
اینقدر نگو نرو نرو
اینجوری بی تابی نکن
الهی قربونت برم
خدا نگهدارت باشه
باید برم، باید برم
| Design By : Night Skin |


